خانه 1396/10/16 12:42:10

وقتی ترانه‌های آغازین انتشار روزنامه «عصرمردم» در سال ۱۳۷۴، هوش جمعی را به سمت خود خواند، هنوز محصل بودم در مدرسه‌ای که تمامی هم‌قطارانم رویای طبابت و مهندسی در سر داشتند و دیری نمی‌پایید تا کنکور. در آن میان، مانده بودم بین حکمی که در سرم بود و کششی که قلبم داشت، اولی محکومم می‌کرد به تحصیل مهندسی و دومی ادامه راه هنری که از طفولیت آغاز نموده بودم در ادبیات و شعر و نقاشی و موسیقی و تئاتر و مجسمه‌سازی و ای بسا که مشتت بودم در آن میان. لیکن بارقه‌هایی از نور می‌دیدم در بینابین هنر و مهندسی که بازتعریف آن دیگر کلیشه شده و همان معماری است.

«شناخت» مقدم بر «نقد» و شناختِ شناخت، مقدم بر شناخت است. معرفت‌شناسی به عنوان شاخه‌ای از فلسفه سؤال مهمی را مطرح می‌کند که پاسخ به آن می‌تواند در زمینه‌ی شناخت معماری نیز راه‌گشا باشد: آیا آنچه متعلَّق شناخت قرار می‌گیرد را می‌توان جدا از شناسنده‌ی آن مورد بررسی قرار داد؟

سوژه انسانی، اُبژه‌ی معماری

 

پرونده‌ای درباره‌ی شناخت‌شناسی معماری

 

این کلمه [word]، همان لوگوس [Logos] است؛ همان‌ که بیش از ۲۵۰۰ سال پیش نزد هراکلیتوسِ یونانی به‌شکل عقل یا قانون جهانی و حقیقت هستی و کلی و همگانی درآمده است و در همه‌جا و همه‌چیز آشکار است و تمام پدیده‌های هستی مطابق با آن و گویی با فرمان آن به‌جریان درآمده‌اند و ازسوی دیگر، در اندیشه‌ی او به مفهوم سخن، واژه و عقل انسانی و آگاهی مطلق به‌کار رفته است.

 

نقد به عنوان ابزار پیشرفت یک موضوع، قبل از هرچیز، نیازمند به‌دست آوردن شناخت لازم از همان موضوع است. نبود تعریفی مشخص از معماری معاصر کشورمان در میان جامعه‌ی معماران، موجب بی‌اثر گشتن نقد در این فضا می‌شود. بنابراین گام نخست نقد، یافتن تعریفی از معماری معاصر ایران در جهت کاهش این فاصله است.

تقدم شناخت بر نقد

 

دیباچه‌ای در باب تقدم شناخت معماری بر نقد آن

آیا آنچه در نگاه اکثریت مردم «معماری خوب» شناسه می‌شود، می‌تواند اساس شکل‌گیری بستر یک جامعه باشد؟ آیا مردم، معماران را به عنوان «انتخاب اصلح» قبول دارند؟ و آیا اساسا این دو گروه با هم گفت‌وگو می‌کنند؟

حکومت عدد

بررسی تقابل ذائقه عمومی و معماران در راستای مجادله‌ی تاریخی دنیس اسکات براون و کنت فرامپتون